محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4053

تاريخ الطبرى ( فارسي )

آنگاه سال صد و پنجم درآمد . سخن از حوادثى كه به سال صد و پنجم بود از جمله حوادث سال اين بود كه جراح بن عبد الله حكمى به غزاى قوم آلان رفت و به شهرها و قلعه هاى آن سوى بلنجر رسيد و بعضى از آن را گشود و قسمتى از مردم آنجا را برون كرد و غنايم بسيار به دست آورد . غزاى سعيد بن عبد الملك نيز به سرزمين روم در همين سال بود كه دسته اى در حدود يك هزار كس فرستاد كه چنان كه گويند همگى كشته شدند . در همين سال مسلم بن سعيد به غزاى تركان رفت و چيزى نگشود و بازگشت . پس از آن در همين سال به غزاى افشينه رفت كه يكى از شهرهاى سغد بود و با شاه و مردم آنجا صلح كرد . سخن از غزاى تركان و صلح با شاه و مردم افشينه على بن محمد گويد : مسلم بن سعيد ، بهرام سيس را مرزبان كرد و نيز مسلم در آخر سال صد و پنجم به غزا رفت و چيزى نگشود و بازگشت . تركان به تعقيب وى آمدند و وقتى به دو رسيدند كه كسان از نهر بلخ عبور مىكردند ، مردم تميم عقبدار بودند . و عبيد الله بن زهير سالار سواران تميم بود كه از كسان حفاظت كردند تا از نهر گذشتند . گويد : وقتى يزيد بن عبد الملك بمرد و هشام پا گرفت ، مسلم به غزاى افشين رفت و با شاه آنجا بر شش هزار سر صلح كرد و قلعه را به دو تسليم كرد و آخر سال صد و پنجم بازگشت . در همين سال خليفه ، يزيد بن عبد الملك بن مروان پنج روز مانده از شعبان